عاطفی مراسم در برگامو – چهار ماه پس از اوج ایتالیا شیوع

آن را سرد اما روشن مارس روز در بالای شهر برگامو در لومباردی زمانی که من برای اولین بار ملاقات میشل و سرنا نشسته اند با هم در تالار مانتو و روسری نشسته بر روی پله های با شکوه کتابخانه در به همان اندازه با شکوه در میدان اصلی این شهر است.

این بود که در میان ایتالیایی coronavirus مستند.

زیبا سنگ فرش خیابان های این شهر قرون وسطی هنگامی که غربی ترین نقطه ونیزی امپراتوری تقریبا به طور کامل ترک کردند. وجود مطلق سکوت به جز سازیاموسیقی زنگی از کلیسای ساعت هر نیم ساعت.

مارس: در برگامو, آمبولانس آژیر هرگز متوقف

ما تا به حال دیده نشده در کل مستند قبل از.

انگلستان هنوز هم دست و پنجه نرم کردن با کل مفهوم در نیم دل به شیوه ای.

اما در اینجا همه گیر شد و در حال حاضر قریب به اتفاق برخی از پیچیده ترین بیمارستان ها در جهان است.

در عرض چند روز از دیدار این زن و شوهر شده بودیم مجاز در داخل بیمارستان اصلی در برگامو و ما در زمینه داستان است که به جهان یک نگاه اجمالی از آنچه که یک ویروس طوفان قرار بود به مانند زمانی که آن را ضربه.

بیشتر از ایتالیا

در آن لحظات اولیه با میشل و سرنا نه آنها و نه ما می دانستم که چه اتفاقی می افتد فقط یک مایل یا بیشتر دور در Papa Giovanni XXIII بیمارستان; اما حتی بدون دانش که این زن و شوهر در 70s خود می دانستم که آنها تا به حال برای منزوی کردن.

آنها تنها بیرون آمد و به دست آوردن منابع و روزنامه های محلی برای میشل.

Serena and Michele only left home to buy supplies during the country's lockdown
تصویر: سرنا و میشل تنها در سمت چپ صفحه اصلی به خرید تجهیزات در کشور مستند
Stuart first met Serena and Michele in March
تصویر: استوارت برای اولین بار ملاقات سرنا و میشل در ماه مارس

آنها هرگز یکدیگر را ترک کرد.

ما تا به حال وارد به شما نگاه کنید و ببینید اگر ما می تواند به کسی صحبت کنید. این یک بیت از, مدرسه روزنامه نگاری. کل سفر بود. ما نمی دانیم که چه انتظار می رود بنابراین ما تصمیم به رفتن و دیدن.

خیابان ها خالی بودند. ما می دانستیم که شهر پر بود اما هیچ کس در آینده در خارج مگر اینکه آنها تا به حال به.

من دیدم جفت هر دو در سن 73 و فکر می کنیم باید از آنها بپرسید چند سوال.

هر دو در ابتدا عصبی, اگر چه آنها همیشه دوستانه.

در یک نقطه من حرکت رو به جلو به شنیدن میشل صحبت می کنند اما هر دو آنها مطرح سلاح های خود را و motioned که من باید به عقب حرکت می کند.

مشترک است در حال حاضر – آن را پس از آن. آن بود که در اوایل بیماری همه گیر.

آنچه که به من زده بود که چگونه آرام بودند اما همچنین چگونه ترس آنها شد.

آنها می دانستند که آنها در بالای لیست بیشترین آسیب پذیر است. آنها تا به حال هیچ ایده چگونه این مستند به طول خواهد انجامید اما آنها می دانستند که آنها را به سختی آن را با هم.

Sky's Stuart Ramsay was invited in to the scale of the crisis
مارس: در مرکز COVID-19 بحران

این یک جادویی مصاحبه را در راه خود را و زمانی که من بازگشت به میلان برای نوشتن داستان من من ریختن اشک چند. در راه به آنها نشان داده و تمام افراد مسن جهان که ترسیده بودند و قطع. پدر و مادر من دراز مرده و من خوشحالم که آنها زندگی نمی کنند به این بیماری همه گیر در ترس زندگی می کنند مانند میشل و سرنا.

از ایتالیا ما گزارش زمان ما به کابوس ویروس شیوع بیماری در مکزیک و برزیل, اما ما همیشه احساس نیاز به بازگشت به برگامو و شمال ایتالیا را ببینید که چگونه این جامعه مقابله کرد و جان سالم به عنوان مستند قوانین شد و آرام است.

به عنوان یکی ممکن است انتظار ما تصمیم گرفتیم که ما باید سعی کنید و دیدار همه ما تا به حال مصاحبه که در آن زمان.

از طریق سیمون ما تولید کننده محلی ما تماس با هر کس. در بیمارستان در شهرهای کسی ما تا به حال به طور تصادفی ملاقات کرد. اما ما می تواند پیدا کند میشل و سرنا. آنها ناپدید شده بود.

در طول بازگشت ما به برگامو با مصاحبه و فیلمبرداری به من تا به حال ثابت آزار دهنده است که ما فقط به حال برای پیدا کردن این زن و شوهر. ما نمی گویند اما ما همه ترسیده بودند که شاید آنها تا به حال ساخته است. ما فقط می خواستم به آنها را پیدا کنید و مطمئن شوید که آنها درست است.

Locals try to identify the image of Serena and Michele
تصویر: مردم سعی به شناسایی تصویر از سرنا و میشل

مسلح با چاپ عکس سیاه و سفید از جفت ما گرفته بود و رنگ عکس ها در تلفن های ما با ما بازگشت به بالا شهر و به محل ما تا به حال آنها را ملاقات کرد. ما رفت و از فروشگاه به فروشگاه.

مغازه پاسداران را خیره و نگاه و می گویند که آنها نمی آنها را تشخیص. ما متوقف مردم در خیابان ما به نام مردم به huddles به دنبال در تصویر. هیچ چیز.

ما در سمت چپ یک سوپر مارکت کوچک شروع به فکر می کنم ما تا به حال شکست خورده است.

همانطور که ما راه می رفت دور ما شنیده فریاد و یکی از مغازه داران دست تکان دادند برای ما به عقب می آیند.

Stuart searched the streets of Bergamo for Serena and Michele
تصویر: استوارت جستجو خیابان برگامو برای سرنا و میشل

او به من گفت که سعی کنید در یک مغازه اغذیه فروشی خیابان.

“مالک کاملا قدیمی است,” او گفت:.

“اگر کسی می داند که آنها او خواهد شد.”

از طریق حلق آویز پای و سالامی من خال خال یک نجیب زاده مسن, کار در تهیه جدول.

ما رو از عکس. آنجلو Mangili قرار دادن عینک خود را و squinted در چاپ ما.

Angelo Mangili identified Serena and Michele from Stuart's photograph
تصویر: آنجلو Mangili شناسایی سرنا و میشل از استوارت عکس
Angelo Mangili

“من می توانم آنها را به دلیل ماسک خود را,” او گفت:.

“اما من فکر می کنم من می دانم که آنها… بله من آنها را می دانیم!”

احساس کردم اشک اجرا کردن گونه من. پوشش این داستان این است که رک و پوست کنده عاطفی. ما را دیده اند بسیاری از مردم مرگ را گزارش کرده اند در بسیاری از مرگ و میر در حال حاضر در نهایت چیزی ممکن است خوب.

او به ما جهت. به من اعتماد آن را پیچیده در شهرستان قرون وسطی. فکر می کنم بازی تاج و تخت.

:: گوش دادن به روزانه پادکست در اپل پادکست, گوگل, پادکست, Spotify در Spreaker

ما متوجه آنها خیابان بود و نه بیشتر از یکی از جایی که ما ماندن.

ما به دنبال یک پیچ در پیچ کوچه و خیابان گذشته یک کلیسا است. مغازه دار گفت که آنها زندگی می کردند 20 متر آن گذشته است.

ما شروع به چک کردن نام افراد در زنگ درب.

و سپس در نهایت ما آن را دیدم: S Longaretti و M Guadalupi.

Serena and Michele's doorbell

ما زنگ زد مفت و یک صدا جواب داد.

“سلام ما به دنبال میشل و سرنا. ما از اخبار آسمان” سیمون گفت: به آی فون.

“سلام!” گفت: میشل کاملا شگفت زده کرد “من می آیند.”

او در را باز کرد و از ما استقبال داخل زیبا, باستانی, اما immaculately ارائه شده و طلیعه ما پیچ در پیچ پله موارد به یک سری از باز بالکن – و سرنا.

Serena and Michele
تصویر: سرنا و میشل بودند دنبال کردن

من می خواستم به آغوش آنها اما ما نمی تواند.

پس از این محنت ماه مستندات مرگ ما در بر داشت آنها را زنده و بسیار خوبی است.

میشل اعزام شد تا به شامپاین و هم ماسک و همه ما نشسته در تراس و صحبت مانند دوستان قدیمی.

“در آغاز هنگامی که ما به ملاقات شما در آن مرحله اولیه و وجود دارد حیرت و ناآگاهی” سرنا گفت: فکر بازگشت در روز است.

“و همانطور که گفتم قبل از داستان خود را به ما کمک کرد درک آنچه که واقعا اتفاق می افتد و پس از آن در هفته آینده موارد رز ترس رز نگران افزایش یافت…”

Serena and Michele

میشل وقفه: “ما خواندن روزنامه اکو دی برگامو که هر روز تا به حال 13, 14 صفحه از اعلامیه که واقعا ترس ما نیست.”

“ترسناکترین چیزی که در مورد این اعلامیه بودند پست از شوهران و همسران که فوت هم 24 ساعت از هم جدا” سرنا ادامه داد: میشل فکر می کردم.

“ما می توانید ببینید عکس ها از شوهران و همسران با هم درگذشت یکی پس از دیگری. که واقعا به ما این ایده در مورد چگونه ما تا به حال بسیار مراقب باشید. این واقعا چیزی بود…”

تماشای آنها را با هم خنده و در پایان هر یک از دیگر جملات من متوجه شدم که حتی اگر ما تا به حال ملاقات یک بار برای چند دقیقه پیوند مشترک تجربه خواهد با ما بماند و آنها را برای بقیه زندگی ما.

COVID-19: Inside the world's most dangerous city
مارس: ‘وجود دارد که غم و اندوه در همه جا’

نه بسیار خوب آمده است از این ویروس افتضاح. آن است که هنوز قتل و تقسیم کشورها و جوامع است. سیاسی از یک بیماری هنوز برگ من کاملا وحشت زده.

اما در این مثال از محبت واقعی – زمانی که اهمیت برای ما این بود که یک زن و شوهر مسن ما را برای ملاقات چند دقیقه جان سالم به در برد – به نوعی باعث می شود تمام آن را به ارزش در حالی که برای.

این باعث می شود من می خواهم برای رفتن در گزارش و که من مدیون به میشل و سرنا و ما شانس جلسه روز سرد روز روشن در ماه مارس است.

tinyurlis.gdclck.ruulvis.net

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>